مرور فرصت خوبیه شب که یشیبنیم دعا کنیم

نیازا و نذرای نداده رو ادا کنیم

 

هرچی کردیم و نکردیم بنویسیمش یه جا

سه چهار روز دیگه یه بار بهش نگاه کنیم

 

دلامون بدجور اسیر عصر آهنی شدن

واسه زخم این غریبی طلب شفا کنیم

 

آخه کی فکرش و میکرد مایی که با هم بودیم

تو روزای بی کسی دست همو رها کنیم

 

غصه های خیلیا سر میکشه به آسمون

دو سه تا دردو که شاید بتونیم دوا کنیم

 

ما از اون دو بیت سعدی که بلد بودیم یه عمر

چی میدونیم به جز اینکه کمی ادعا کنیم

 

مهربونی همیشه نمیمونه امانته

نکنه تو حفظ این امانتا خطا کنیم

 

پاییز از راه برسه غنچه ها سردشون میشه

گلدونارو دیگه کم کم تو خونه صدا کنیم

 

چی بودیم چی کردیم و فردا چی باید بکنیم

فکریم برای جبران گذشته ها کنیم

 

بدی هارو بسپریم دست فراموشی وبعد

مثل یه قاضی خوب خوبیارو جدا کنیم

 

دنیامون میشه بهشت و ما همه فرشته ایم

اگه به تمام این قافیه ها وفا کنین